۱۳۸۶ بهمن ۳, چهارشنبه

من سیاه‌پوستم، تو سفیدپوست

از همان روزی که محمدعلی شاه قاجار، مجلس را به توپ بست و میرزا جهانگیرخان صوراسرافیل و ملک‌المتکلمین و ... را در باغشاه به دار آویخت ... از همان روز؟ چه می‌گویم! در همان روزیم.

همان روز و همان روزگار ... من سیاه‌پوست و تو سفیدپوست.. من بی‌صلاحیت و تو با صلاحیت ...

دردنامه‌ی احمد شیرزاد را بخوانید.

پی‌نوشت نه چندان مربوط: برای فیزیک‌پیشه جماعت، عدد دوستی و عدد فهمی، امری است طبیعی. چه می‌کشند در این روزگار فیزیک‌پیشه جماعت عدد فهم از آنچه به زبان عدد، بر سر ایران می‌رود.
ارسال یک نظر