۱۳۸۶ اسفند ۷, سه‌شنبه

Small World Networks

نوع منصفانه‌ی رستوران‌داری را خیلی دوست دارم. رستورانی که پول منصفانه بگیرد و غذای خوب بدهد دست مردم. برکت دارد سیر کردن گرسنه جماعت. چیزی شبیه چلوکبابی شاد در خیابان مخصوص، نزدیک دبیرستان علامه‌حلی.
همینطور کار در چاپ‌خانه، یا شرکت انتشاراتی داشتن. که بتوان همه‌ی این کتاب‌هایی که نایاب شدند و در این روزگار هم کسی به فکر انتشارشان نیست، دوباره به دست دوستداران‌شان رساند. کتاب‌هایی که ـ اگر کتاب غدای روح است ـ مفید بودن‌شان از جنس غذای همان رستوران بالایی باشد.
همینطور معلمی و یا کاری شبیه هزینه‌ي درس‌خواندن بچه‌های فقیر را دادن. که این بچه‌ها محرومیتی نداشته باشند، شاد، بجنگند و زندگی کنند و از غذاهای آن رستوران بخورند و ارزش کتاب‌های آن انتشاراتی را بدانند و دوستش داشته باشند.
و می‌توانم همچنان ادامه‌اش دهم این دوست داشتن‌ها را ...

دنیای کوچکی می‌شود و دوست‌داشتنی. این دنیای کوچک بودنش مهم است. مانند شبکه‌های مدل‌های Small World Networks !
ارسال یک نظر