۱۳۸۶ اسفند ۲۱, سه‌شنبه

همزاد

امیرمسعود برایم تعریف کرد برای کاری مربوط به خدمت سربازی‌اش، رفته بوده سازمان نمی‌دانم چی چیه جغرافیایی صنایع دفاع. آنجا سرباز نظام‌وظیفه‌ای را می‌بیند که به شیوه‌ی عجیب غریبی، خیلی به نظرش آشنا می‌آید. می‌گفت سرباز شباهت باورنکردنی‌ای به من داشته. تا این حد که امیرمسعود، که مطمئن بوده طرف باید کسی در مرتبه‌ی برادر من یا چیزی شبیه آن باشد، نمی‌تواند بر کنجکاوی خود غلبه کند و از سرباز می‌پرسد: «ببخشید، شما احسان ایرانی را می‌شناسید؟»
سرباز هم در حالی که متعجب بوده، جواب داده است: «خوب معلومه! من خودم احسان ایرانی هستم!»

امیرمسعود هر دفعه که همدیگر را می‌بینیم، با تعجبی که از بزرگی آن ذره‌ای کم نمی‌شود می‌گوید: «احسان! واقعا خیلی شبیه خودت بودها !!!». پایه شدم بروم این همزاد محترم را از نزدیک زیارت کنم!

ارسال یک نظر