ه‍.ش. ۱۳۹۲ خرداد ۲۲, چهارشنبه

از دل معمولی‌ترین خانه‌ها، آشنا‌ترین خیابان‌ها

حضرت مادر از تهران زنگ زده‌اند که «به چه کسی رای می‌دهی؟». مادر من، جزو فعالین چهار سال یک‌بار نیست، یک زن خانه‌دار کاملا معمولی است. طبق دسته‌بندی‌های خیلی از دوستان «نخبه» و «با سواد» و «روشن‌فکر»، جزو «عوام» حساب می‌شود. آرمان خاصی ندارد، مگر به قول خودش «عاقبت به خیری همه‌ی جوون‌های مملکت». این را لازم نیست از فعالیت‌های سنتی و خیریه‌اش، فهمید. خیلی اوقات شده که مشغول آشپزی یا کار دیگری است و انگار که فکرش مشغول باشد، این آرزویش را به شکل دعا به زبان بیاورد،‌ به صورت ناخودآگاه.

زنگ زده است می‌پرسد به چه کسی رای می‌دهی؟ می‌گوید به روحانی رای بده، سفید نده، میرحسین هم خیلی خوبه ولی فایده‌ای نداره اسمش را نوشتن، به روحانی رای بده. ادامه می‌دهد که رای را هم نشمارند، به هر حال سخت‌تر می‌شود کارشون با رای دادن «ما». بعد اسم یک سری از اقوام (که خیلی‌های‌شان به شدت سنتی و ساکن مذهبی‌ترین شهر کشور هستند) را ردیف می‌کند که آن‌ها و «ما» همه به روحانی رای می‌دهیم و یک سری حرف دیگر.

همین *«ما»* گفتن این زن سنتی و معمولی و به زعم بسیاری از «نخبگان روشنفکر و مدرن»، عامی، که چادر سر کردنش را دست‌مایه‌ی تمسخر و ناشی از عدم آگاهی و سواد می‌دانند، برای من از صادقانه ترین و سیاسی‌ترین کنش‌ها و رفتارهای این روزها است. و از همان‌جایی می‌آید که باید! از میان «مردم» معمولی، بی هیچ لقب دانشگاهی و اتوریته‌ی خاصی! از دل خود مردم، از دل معمولی ترین خانه‌ها، آشنا ترین خیابان‌ها!

ه‍.ش. ۱۳۹۲ خرداد ۱۱, شنبه

در مورد انتخابات نود و دو.

نوشته‌ی زیر را سر پایی در گوگل پلاس نوشتم. اینجا هم می‌گذارمش. که اگر تعطیل کردم بساط شبکه‌های مثلا اجتماعی را، یادم بماند حرف امروزم را:

جناب روحانی در کنفرانس خبری‌شان، گفته‌اند یک عده‌ای «می‌خواستند انتخابات را مهندسی کنند، اما رهبری و مردم در برابرشان ایستادند». با کمال احترام به ایشان، من سوالم این است که رد صلاحیت هاشمی، اسمش چی بود؟ با اجازه و چراغ سبز چه کسی انجام شد؟ رهبری دقیقا چگونه جلوی مهندسی انتخابات را گرفتند؟ من که دستم به پدر و مادرم هم چند روز است نمی‌رسد از پس این اینترنت و هزار جور شیر و فلکه‌ای که سرش سوار کرده‌اند، ولی دوستان طرفدار ایشان، بپرسند یا حداقل جواب خودشان را شرح دهند لطفا.

این اگر اسمش عدم صداقت نیست، پس چیست؟ بله من هم فکر می‌کنم آقای روحانی رییس جمهور بهتری حداقل نسبت به چهار نفر از این هشت نفر خواهد بود. ولی آیا این دلیل موجهی برای دروغ‌گویی، به مردم و به خودمان است؟

کمپین تبلیغاتی آقای روحانی، برای من چیزی شبیه کمپین تبلیغاتی آقای قالی‌باف است، حتی رو اعصاب‌تر. چرا که در لفافه ادعای اصلاح‌طلبی هم دارد. برای من یادآور نگاه از بالایی است که قبلا در دوران دولت اصلاحات، از سوی بسیاری از مردم در مصدر امور، نسبت به دیگران دیده می‌شد. نگاه همه چیز دانی که همیشه ارجاع به شرایط بحرانی و خطرناک می‌داد می‌خواست که خیلی دروغ‌های مصلحتی و رفتارهای توجیه ناپذیر را، به خاطر «شرایط ویژه» ندید بگیری و «اعتماد» کنی. نگاهی که شدید‌تر و فراگیر ترش، به خصوص در هشت سال گذشته، در بین حامیان توجیه‌گر حاکمیت هم دیده می‌شود.

خب من ولی دیگر تن به چنین نگاهی نمی‌دهم. رفتاری را، دروغی را، شیوه‌ي تبلیغات به زعم خودم نا درست را، عکس‌ها و بنرهای در اندازه‌ی دو سه برابر قد آدمی را، ندید نمی‌گیرم. علامت «هیس» و جمله‌ی «الان نپرس شرایط بحرانی است، بعدا حالا» را نمی‌شنوم دیگر. چهار سال پیش، به یاری میرحسین موسوی، تکه‌های گمشده‌ای از وجودم را، و ایمان و اصول‌گرایی‌ام را بازیافتم، که دیگر به آن رفتار پیشین تن نخواهم داد. ایده‌آلیستم؟ آرمان‌گرا؟ پایم روی زمین نیست؟ از «عقلانیت» بویی نبرده‌ام؟ ملالی نیست. همه‌ی عقلانیت و خرد و شعور مصلحت اندیشی که این چنین تعریف می‌شود، ارزانی طالبانش.

من، نمی‌گویم «منتظر» می‌نشینم، بلکه تمام تلاشم را به نوبه‌ی خودم می‌کنم تا محمد رضا عارف را، به سمت سیاست‌ورزی مردمی، به سمت سخن گفتن با مردم، به سمت ایستادن پای اصول و نمایندگی آنان، بکشانم. اگر تا روز انتخابات، به کمینه‌ی آن‌چه مورد نظر من است رسید و بر آن اساس رفتار کرد، نامش را روی برگه‌ی رای می‌نویسم. در غیر این‌صورت، اگر بنا به رای دادن باشد، نام «میر حسین موسوی» را روی برگه‌ام خواهم نوشت. باطل می‌شود؟ ملالی نیست. داور دیگر و بهتری هم هست.

پی‌نوشت : لینک مصاحبه‌ی آقای روحانی : http://www.khabaronline.ir/detail/296209/Politics/election