ه‍.ش. ۱۳۹۲ دی ۹, دوشنبه

به بهانه‌ی روز غیر حکومتی بصیرت خودجوش لابد!

هر لحظه‌ای که کنش‌گران اجتماعی و سیاسی سبز/اصلاح‌طلب، به بهانه‌هایی چون «کمک کردن به دولت» و «تحت فشار بودن دولت» از طرف تندروها (همان لولوهایی که قرار است به وقت مناسب، عامل کشاندن مردم پای صندوق باشند و در وقت دیگر، دلیل درخواست سکوت و تحمل) چشم از خطاها و باز تولید رفتارهای مورد گلایه‌ی پیشینیان می‌بندند و توصیه به عدم نقد و برگزیدن سکوت می‌کنند، دولتی که با رای و تلاش آنان به قدرت دست یافته است، یک گام به طیف مقابل نزدیک‌تر می‌شود.

ابتذال این کمپین‌های تشکر از فلان سیاستمدار و بهمان دیپلمات هم از همین‌جا ناشی می‌شود که سیاست‌مداران، همیشه باید زیر نگاه ذره‌بین مردم باشند. همیشه باید در مقام پاسخگویی و جواب دادن باشند نه اینکه در مصدر امور بنشینند و تملق بشنوند و لبخند بزنند. روزگار تنها محل امتحان پس دادن سیاست‌مدار قدرت یافته به مدد رای من و شما نیست، بلکه عرصه‌ی امتحان سیاست‌ورزی و پرسشگری و مطالبه‌گری من و شما و مردم هم است. برای مردمی که در سال هشتاد و هشت، استاندارد‌های دیگری از کنش‌گری را تجربه کرده اند، خیابان را تجربه کرده‌اند، ارتباط بی واسطه با یک سیاست‌مدار اخلاق‌گرا که با آنان مستقیم سخن می‌گفت را تجربه کرده‌اند، امکان بازگشت به قبل از هستاد و هشت می‌تواند مطرح باشد؟ دوران سکوت و خانه نشینی و تنها، دعای خیر برای فلانی فرستادن و چشم امید و آرزو به کنش او داشتن؟ بعید می‌دانم.

این‌ها را از روی یادآوری برای خودم می‌نویسم. بهانه‌اش، صحبت‌های رییس جمهور در مورد روز «نه دی» است و واکنش عموما سرسری اکثر کنش‌گران و رفقایی که من می‌شناسم. دوستی از مدیر مسئول یکی از روزنامه‌های دایم‌الانتشار! که اتفاقا دل در گروی جنبش سبز هم دارد نقل می‌کرد که خصوصیات شخصی رییس جمهور، رفتارش را به شدت وابسته و وامدار میزان فشار و حجم مطالباتی می‌کند که به او وارد می‌شود و اینکه کاملا محتمل است که در نبود کنش حامیان و رای دهندگان واقعی به او، کاملا به اردوگاه طرف مقابل کشیده شود. با سکوت در مورد بدتر شدن وضع فیلترینگ و تداوم صدور نامه‌های دستوری محدود کننده‌ی مطبوعات/کاهش شفافیت/افزایش امکان فساد، با سکوت در برابر حرف‌های رییس جمهور در مورد «روز بصیرت» و مشاورش در مورد حصر، تنها احتمال چنین رخدادی بیشتر می‌شود. سکوت و ندیدگرفتن و سرکوب مطالبه‌گری، نامش هر چه که باشد، «کمک کردن» نیست.

در برابر آنی که رای مرا گرفته است و ادعای پیگیری مطالباتم را دارد، ترجیح من، نقد هم‌دلانه ولی صریح و بی تعارف و صد البت، دائمی است تا تشویق‌های بی مورد و سکوت‌ گناه‌کارانه.