۱۳۹۳ اردیبهشت ۸, دوشنبه

دعای خیر

چند روز پیش، بعد از سال‌ها، رفتم حرم حضرت معصومه در قم. تغییرات نسبت به آخرین تصویری که از آن داشتم خیلی زیاد بود. در قسمتی، قبر تعدادی از علمای شیعه قرار دارد، با سنگ قبرهایی فاخر و پر از توضیحات. تک آرام‌گاهی هم بود که روی سنگ کاملا ساده و سیاهش، هیچ نوشته نشده بود، جز نام صاحبش: حسینعلی منتظری. بغضی آمد و چنگ انداخت به گلو. چند دقیقه‌ای ایستادم و فاتحه‌ای خواندم.

مردم، گوشه و کنار نشسته بودند. از سالن که خارج می‌شدم، پیرمرد روحانی‌ای که قرآن می‌خواند، ناگهان سرش را بالا گرفت و با صدای بلند و نیمه شوخ نیمه گلایه‌آمیز خطاب به خدایش گفت: «خدایا! یه عقلی به من بده!»