۱۳۹۳ مرداد ۱۱, شنبه

True Detective


به عنوان جایزه‌ی هفته‌ی شلوغ و پرکاری که داشتم، امروز بالاخره نشستم True Detective را تمام کردم، . تلخی خوشایندش برای چند روزی زیر زبانم خواهد ماند. در شرح تنهایی یاس آوری که گریزی از آن نیست. راست و مارتی، مانند همه‌ی شخصیت‌های دیگر داستان، به شدت تنها هستند، تمام دلایل ممکن را هم برای شکرآب بودن رابطه‌شان دارند ولی در نهایت رفاقت جان‌دار و رشک برانگیزی را بنا می‌نهند که اگر رستگاری‌ای قابل تصور و تعریف باشد در آن دنیای سنگین و سیاه و تلخ، به مدد همین رفاقت است. حضور درخشان بانو میشله موناگان و البت فضای کلی داستان هم یک جاهایی من را یاد Gone Baby Gone می‌انداخت.

خلاصه آن‌که بسیار تجربه‌ی دلچسبی بود! رفیق پایه لازم است که بنشینیم موسیقی عالی‌اش را بشنویم و در مورد قصه و آدم‌هایش حرف بزنیم. تیتراژ ابتدای هر فسمت را این‌جا ببینید: http://youtu.be/ZRPpCqXYoos

ارسال یک نظر