راستش زیاد خاطرههای خوبی از دوران لیسانسم در دانشکده فیزیک دانشگاه تهران ندارم. به شدت ساختار قدیمی و فسیلی داشت و در تمام دوران تحصیلم در آنجا و حتی بعد از آن، بلاهای زیادی سرم آمد که همهی اینها باعث میشد از هر بهانهای برای دانشگاه نرفتن و فرار از محیط آنجا استفاده کنم.
دکتر محمد تقی توسلی، استاد تمام دانشکده فیزیک دانشگاه تهران بود. دورهی ما حداقل در سالهای اول برهمکنش زیادی با او نداشت اما صحبت از او زیاد بود. سختگیری و کار کشیدن و از طرف دیگر خوب درس دادنش حرفهایی بود که از سال بالاییها به گوش ما میرسید. مترجم کتاب «چگونه مفاهیم فیزیک را درک کنیم» هم در مقدمهش از دکتر توسلی تشکر کرده بود که کتاب و پیشنهاد ترجمهش را به او داده است.
اولین برخورد جدیم با دکتر توسلی، درس الکترومغناطیس بود. همان جلسهی اول آمد و سوال معروف و کلیشهای «فیزیک چیست؟» را از کلاس پرسید و هیچکدام از جوابهای کلیشهای ما را نپذیرفت. در نهایت هم خودش جواب داد که «فیزیک یعنی مطالعه و بررسی حرکت» و از آنجایی که اصولا در هیچ پدیدهای، جایی نداریم که حرکت نباشد، پس فیزیک در مطالعه و شناخت هر چیزی نقش دارد.
تجربهی منحصربفرد و شگفت دوران کارشناسیم اما بر میگردد به درس آزمایشگاه اپتیک. آزمایشگاه اپتیک، درسی بود استادهای اتمی-ملکولی دانشکده ارایه میکردند و از آنجا که برای همهی دانشجوها اجباری بود، هر ترم در چند گروه ارائه میشد. سیستم ارائه درس معمولا چنین بود که استاد درس میامد، گروهها مشغول انجام آزمایششان میشدند و استاد میرفت تا آخرهای کلاس برگردد و دستیار استاد هم مشغول رتق و فتق امور مربوط به آزمایشها و دانشجوها بود. مدت زمان آزمایشها هم معمولا از ۳ ساعت تا ۵ ساعت بود. کلاس دکتر توسلی اما فرق میکرد. استاد تمام دانشکده، زودتر از تمام دانشجوها در محل آزمایشگاه بود (ساعت چهار بعد از ظهر) و تا ساعت نه شب تمام وقت حضور داشت و خودش پای چینش آزمایش تک تک گروهها میرفت. در مورد تمام نکات علمی آزمایشها توضیح میداد، بحث میکرد، و خیلی اوقات بحث به موضوعهای غیر علمی میرسید. آن ترم، بارها و بارها من و دیگر دانشجوها و دستیار استاد پای حرفها و خاطرههای او و خیلی اوقات هم شناسایی مشکلات مختلف اجتماعی و علمی جامعه ایران و راهکارهایش مینشستیم. درس زندگی فراگرفتن از استاد را، من آن ترم معنایش را دریافتم که یعنی چه.
هنوز هم اعتقاد دارم از دانشکده فیزیک دانشگاه تهران ضربههای سنگینی خوردهام. اما اعتقاد دارم همهی مشکلات و بدبختیهایی که داشتم، میارزید به آن یک ترم آزمایشگاه با دکتر توسلی داشتن و شاگردی کردن و درس، هر چند اندک، فرا گرفتن. دیروز که در افطاری دانشکده دیدمش، شنیدم که جزو استادهایی است که دانشگاه تهران بازنشسته اعلامش کرده است (با این که استاد تمام است و میتواند به صورت قانونی تا ۱۰ سال دیگر درس ارایه دهد) و حتی نگذاشتهاند درسی ارايه دهد. میگفت مهم نیست و در خانهی خودش هم میتواند کار تحقیقاتیش را انجام دهد. گرچه باز هم میدانم هر روز از صبح در محل آزمایشگاهش هست و مشغول کارهای علمی خودش.
و البته باید عادت کرد به نبود آدمهایی چنین. در روزگاری که وزیر علومی که مقالهی تقلبی چاپ میکند، سخن از با خاک یکسان کردن دانشگاه میکند و در حاکمیت تفکری که دانشگاه و دانشگاهی را، یا مطیع میخواهد و یا سرباز دشمن میداند. بیشترافسوس میخورم برای دانشکدهای که یکی از معدود و بهترین امتیازهایش را از دست داده است و دانشجوهای تازهواردی که فرصتی چون من نخواهند داشت.
پینوشت : آزمایشگاه دکترتوسلی، هنوز هم یکی از پر بازدهترین آزمایشگاههای اپتیک ایران است. هنوز هم سالی چند مقالهی با کیفیت در جاهای معتبر چاپ میکند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر