
کرگدن، موجودی است زشت، بدقواره، سنگین وزن، تا حدودی غیر بهداشتی، ناخوشایند و تنها. تقریبا درون جنگل، کرگدنهای تنها نه دوست دارند و نه دشمن. آنها با شاخ ناکارآمدی که روی دماغ خود دارند نه اهل شکارند و نه گوشت میخورند و نه اصلا اهل اعتنا به زنده و مردهی حیواناتاند. آنها تنهای تنها و مایوس و دلتنگ علفهای هرز جنگل را میخورند و به پرندگان کوچک اجازه میدهند تا بر گردهی ضخیمشان بیاسایند و پشههای موذی را شکار کنند. کرگدنها این قدیمیترین موجودات زمین، این بازماندگان عهد دایناسورها صبورانه جنگلها را درمینوردند و غمگین و دلتنگ از پشت این شاخ زشت به افق دوردست خیره میشوند. بلکه انتظار به سرآید و غروبِ بهتاخیرافتادهی عهدشان، دشت را خون رنگ کند ... منظورم این است که کرگدنها موجوداتی هستند که باید سالها پیش، اندکی پس از دایناسورها زحمت خود را کم میکردند و امروز ما نباید با چیزی جز نام و فسیل کمیاب آنها مواجه میشدیم.
اما کرگدنهای غریب و زشت و بیکس، وجود دارند، نه شکار میشوند و نه شکار میکنند؛ علفهای هرز میخورند و دلتنگ و بیحوصله از پشت این شاخ زشت و ناکارآمد به افق دوردست نگاه میکنند بلکه غروبِ بهتاخیرافتاده دشت را پرخون کند.
پینوشت: این را سید علی میرفتاح، در شمارهی ۱۹۷ نشریهی مهر، ۲۹ خرداد ۸۰، نوشت...
پینوشت: این را سید علی میرفتاح، در شمارهی ۱۹۷ نشریهی مهر، ۲۹ خرداد ۸۰، نوشت...
۵ نظر:
سلام
لطفا نظرتان را در مورد كرگدن و كرگدنيسم بنويسيد.
پس بگو چرا دیروز اینقدر در مورد کرگدن و ویژگیهاش حرف می زدین !!
سلام رفيق جاي با صفاييه
ميام!
اول اينكه د.....(واسه آهنگ)
دومي هم در كار نيست
كنكور چه ميگويد؟
اول اينكه د.....(واسه آهنگ)
دومي هم در كار نيست
كنكور چه ميگويد؟
ارسال یک نظر